تبليغاتX
تنها یادگار عشق - بی وفایی

تنها یادگار عشق

کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد تا هر بی سر و پایی اسم خود عاشق ننهد

HOMEPAGE

E-MAIL

روزي اشك هايم را در شيشه ي بلوري ريختم و آن را به تو هديه دادم ... بدون آن كه بگويم چيست ... و تو به خيال آب آنرا نوشيدي ... اما نمي دانم چرا بعد فرياد زدي ... خدايا چرا از بي وفايي دلم فرياد مي كند

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط meysam |