|
کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد تا هر بی سر و پایی اسم خود عاشق ننهد
|
||||
|
|
||||
صبر كن عشق زمین گیر شود - بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود – بعد برو ای پرنده به كجا؟!قدر دگرصبر بكن آسمان پای پرت پیر شود – بعد برو باش با دست خود آیینه را پاك بكن نكند آیینه دلگیر شود – بعد برو یك نفر حسرت لبخند تو را می بارد خنده كن عشق نمك گیر شود – بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش خواب تو تعبیر شود – بعد برو
+
نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط meysam
|
