|
کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد تا هر بی سر و پایی اسم خود عاشق ننهد
|
||||
|
|
||||
خسته و زخمي و داغون يه گوشه كنج خيابون گونه هام خيس از اشك و تو دلم غصه فراون هركسي رد ميشه انگار منو اصلا نميبينه هيچ كسي حتي يه لحظه پاي حرفام نميشينه هيچ كسي دلش نميخواد جاي من باشه يه روزم
بايد اينجا تك و تنها تا هميشه من بسوزم مني كه يه روزگاري واسه خودم كسي بودم همه چي داشتم و اين جور غريب و بي كس نبودم تف و لعنت به تو اي عشق كه منو ديونه كردي خونه ي آباد من رو اينجوري ويرونه كردي
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط meysam
|
