|
کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد تا هر بی سر و پایی اسم خود عاشق ننهد
|
||||
|
|
||||
به نام پیوند دهنده قلبها قسم به غروبی که به رنگ شراب است وقسم به شرابی که به رنگ خون است وقسم به خونی که در قلب من جریان دارد به نام کسی که چشمها را برای گریه ولبها را برای لبخند افرید بردی دل من من از تو ان میخواهم واز گمشدهء خویش نشان می خواهم سر مصراع هر بیت حرفی بردار هر انچه شد من از تو ان می خواهم تو که هستی که اینگونه بی تو بیتابم شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط meysam
|
