|
کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد تا هر بی سر و پایی اسم خود عاشق ننهد
|
||||
|
|
||||
دوست دارم بعد از مرگم مرا در تابوت سیاهی بگذارید که نشانه بخت بد من است دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید که همه بدانند که چیزی از این دنیا نبرده ام.چشمهایم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار از این دنیا رفتم.موهایم را آشفته نگه داریدتا همه بدانند که هیچ دست نوازش گرمی به سرم کشیده نشد.قبرم را در گوشه ای دور افتاده ای بگذارید تا همه بدانند که همیشه تنها بوده ام . به روی سنگ قبرم هیچ نامی ننویسید تا همیشه گمنام بمانم و در آخر دو تکه یخ به صورت صلیببر بالای قبرم بگذارید
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط meysam
|
